<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روزمرگی های من!</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/</link>
<description>از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Dec 2009 13:20:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>The same shit!</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-419.aspx</link>
<description>تو سریالهای ایرانی زنها صبحها با روسری تو رختخوابن، تو سریالهای خارجی با آرایش! </description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 13:20:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=419</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-419.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دپ به مثابهء مشغولیت</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-418.aspx</link>
<description>
آقای نون: این مدت خیلی سرم شلوغ بود. تو چی کارا می کردی؟&lt;p&gt;طرف: هیچی منم دپ زده بودم!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 14:16:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=418</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-418.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کردان بد شانس!</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-417.aspx</link>
<description>به نظرم بدشانسی به اینی می گن که سر کردان اومد. کردان یک آدم مزخرف سواستفاده چی بود مثل خیلی های دیگه و داشت رانت (مفت) خوری و سواستفاده اش رو می کرد، مثل خیلی های دیگه در ایران. تا اینکه یک دفعه طمع ورش داشت و خواست علاوه بر رانت (مفت) خوری و سواستفاده قدرت بیشتر و عنوان مهمتر هم داشته باشه ولی این وسط فکر دو تا چیز رو هم اصلا نمی کرد: ۱. آبروریزی به خاطر مدرکش و ۲. زود مردنش! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 15:09:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=417</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-417.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط این پست با قبلی اتفاقی است!</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-416.aspx</link>
<description>دوستم می گفت یه زنی رو می شناسه که با شیش تا زن دیگه یک خونهء مشترک دارن، همه هم آلمانی. کلا هم الکی با هم همخونه نشدن و کلی هم دیگرو انتخاب کردن و همه ایده های چپ دارن و زندگی آلترناتیو دوست دارن و فمنیست و بعضا اکتیویستن و هی راهپیمایی در اعتراض به این و اون راه می اندازن و الخ. خلاصه که یعنی نه &quot;هر هفت تا زنی&quot; هفت تا از &quot;این زنها&quot;. حالا این وسط یکی از این زنها حامله شده. یکی از زنها گفته اون دوست نداره با بچه زندگی کنه و بقیه هم گفتن که زن حامله باید از اون خونه بره.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا من می گم اگر یک نفر خوشش نمیاد، اونه که باید بره نه اینکه زن باردار رو به خاطر باردار شدن تو دردسر و استرس خونه عوض کردن و همخونهء تازه و هزار و یک چیز دیگه بندازن. به جای اینکه بیان ازش پشتیبانی کنن، یه جورایی طردش می کنن. حالا اگر همین آدمها می شنیدن که مثلا تو لهستان یکی با یکی این کارو کرده خودشون رو خفه می کردن با اعتراض!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی واقعا پیاده کردن ایده ها تو زندگی اینقدر سخته؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 16:48:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=416</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-416.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فمنیست!</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-415.aspx</link>
<description>اتفاقی کنار دختره قرار می گیرم. نمی دونم بحث پیش از اومدن من چی بوده ولی بی مقدمه می گه:&quot; اینمهه ما از حقوق زن تو ایران حرف می زنیم، یکی نیست به حقوق مردا رسیدگی کنه. اونا تو ایران حقشون بیشتر از زنها ضایع می شه&quot; من، با چشمهای گرد، مسلما مخالفت می کنم و می گم:&quot; البته درسته که حق مرد ها هم تو ایران ضایع می شه ولی بحث برابری مال اینه که زنها همون حق و حقوق نصف و نیمهء مردها رو هم ندارن و نصف آدم حساب می شن.&quot; می گه:&quot; ولی جداسازی جنسیتی به مردها بیشتر از زنها لطمه می زنه&quot; با چشمهای گرد شده تر می گم:&quot; چطور این حرف رو می زنی در حالی که زنها هستن که باید همیشه خودشون رو بپوشونن، تو خونه بمونن و با هیچ مردی رابطه نداشته باشن و ...&quot; می گه:&quot; آخه جداسازی باعث می شه مردها یک نیازهایی پیدا کنن که تا از ایران میان بیرون چهار تا دوست دختر بگیرن&quot; با چشمهای ریز شده از خشم می گم:&quot; این نیازها واسه زنها هم ایجاد می شه ولی خیلی هاشون یا نمی تونن از ایران بیان بیرون یا بیرون از ایران هم به خودشون جرات دوست پسر داشتن رو نمی دن&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می گه: &lt;STRONG&gt;&quot;آره البته، من خودم هم خیلی فمنیستم&quot; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و این دفعهء اولی نیست که آخر یک بحث ضد زن طرف می گه &quot;خیلی فمنیسته&quot;.&lt;STRONG&gt;    &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 17:07:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=415</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-415.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریسک</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-414.aspx</link>
<description>خواهرم میگه:&quot; تو آدم ریسک پذیری نیستی، از زنگیت هم پیداست. چسبیدی به همون چیزایی که داری، حالا درسته که خوبن ولی... مثلا همین دوست پسر داشتنت، از اول با یکی دوست شدی و ادامه دادی&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می گم: &quot;خوب تقصیر من چیه که آدم درست رو همون اول دیدم؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 15:40:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=414</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-414.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-413.aspx</link>
<description>توی فیلم اگر باشد، کهیر می­زنی و شبیه این شکلک سبزهای یاهو می­شوی از گُل درشت بازی. 
&lt;P dir=rtl&gt;  اما خودت که ببینی دیگر نه اداست نه شعار: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  چشم­های گاردیه زیر اشک آور همین­طور می­سوخت و آب ازشان سرازیر بود که پسرک دوید سمتش. چند بار دود سیگار را توی صورتش فوت کرد و دوباره در رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://naaf.persianblog.ir/rss.xml&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; کلی خاطرات خوندنی هست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 15:01:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=413</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-413.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک شبه</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-412.aspx</link>
<description>از &quot;خامنه ای خمینی دیگر است  ولایتش ولایت حیدر است&quot; که در خیابانها فریاد می شد تا &quot;خامنه ای قاتله  ولایتش باطله&quot; ره صد ساله ای است که به نظرم ما یک شبه طی کرده ایم. </description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 16:52:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=412</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-412.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرضیه برومند و سیمای ضرغامی</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-409.aspx</link>
<description>این روزها در بالاترین لینکهای زیادی می بینم که ما رو دعوت می کنن از خانم برومند بخواهیم در &quot;سیمای ضرغامی&quot; برنامه نسازه. من با این کار کاملا مخالفم و از خانم و برومند می خوام که حتما تا روزی که اونجا اجازهء کار داره سریال و برنامه بسازه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توی سالهای کودکی من و خیلی از ما (دههء شصت) مدرسهء موشها و یعدترش خونهء مادر بزرگه و آرایشگاه زیبا جز بهترین برنامه های تلویزیون بودن و برای ما کلی خاطره ساختن. حالا که یک هنرمند خوب این شانس رو پیدا کرده که تو تلویزیون قطبی شده و میلی ایران کار بکنه چرا باید این شانس رو از دست بده؟ اون بیاد بیرن که جاش رو بدن به فرج الله سلحشور؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم ما این بار داریم راه رو اشتباه می ریم و به جای اینکه تلاش کنیم به ارگانهایی که مال خودمونه و ازمون گرفته شده نفوذ کنیم بیشتر خودمون رو می کشیم کنار و اونها رو راحت می ذاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر به کارنامهء هنری مرضیه برومند نگاه کنیم می بینیم که اون همیشه برای &quot;مردم ایران&quot; برنامه ساخته، چه تو سیمای میلی چه تو سینما.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Oct 2009 09:48:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=409</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-409.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...</title>
<link>http://roozmare.blogfa.com/post-408.aspx</link>
<description>&quot; ...حامله نیست ولی هنوز هم گاهی وقتها برشتوک برنجی و بادام زمینی و پیاز را توی کاسه با هم قاتی می کند. کم کم به این نتیجه رسیده که خارجی بودن یک جور حاملگی مادام العمر است، با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک جور مسوولیت مدام و بی وقفه. یک جملهء معترضه وسط یک چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده...&quot; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همنام، جومپا لاهیری&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 15:21:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=roozmare&amp;postid=408</comments>
<dc:creator>roozmare</dc:creator>
<guid>http://roozmare.blogfa.com/post-408.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
