تبليغاتX
روزمرگی های من! - بازگشت

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

بازگشت

۱. من برگشتم. مامانم هم برگشت ایران. زمان خیلی زود می گذره، گذشت این یک ماه رو اصلا نفهمیدم. دلم برای مامانم تنگ شده!

 گاهی احساس می کنم وسط یه خیابون وایسادم و همه چیز از کنارم اونقدر سریع می گذره که قدرت نشون دادن عکس العمل ندارم.

۲. چهار روز ایتالیا بودم. خیلی خوب بود. از ونیز عکس گرفتم که هر وقت بشه می ذارم اینجا.

۳. بدجور مریضم. سرماخوردم شدید! اینجا باز زمستون شده. از این هوا متنفررررررررررررررررررررررررم!

۴. سه شنبه برای یک کنفرانس باید باز برم مسافرت! به این مسافرت که فکر می کنم احساس می کنم روح مرحوم مارکوپولو در من حلول کرده !!!!

۵. آخر و عاقبت ماجرای کاریکاتور رو نفهمیدم چون اینجا نبودم اما دیروز تو شبکه جام جم یه گزارش در مورد این جشن خداحافظی با فوتبالیست ها بود که توش مجری همش ترکی حرف می زد!!!!!! و رفته بود بین تماشاگرهای ترک و فقط با اونها مصاحبه می کرد و وقتی هم اونا می خواستن فارسی نظر بدن می گفت ترکی بگن!!! خیلی تصنعی و مسخره بود. من اگه جای ترکهای معترض بودم بیشتر بهم بر می خورد!این محبوبیت ها و توجه های یک شبه هم از اون حرفهاست! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 16:15  توسط من (روزمره نگار)  |