تبليغاتX
روزمرگی های من! - زلف بر باد مده یا حسود نباش، حسودی بده!

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

زلف بر باد مده یا حسود نباش، حسودی بده!

به همکارم موزیک نامجو دادم گوش کنه که نظرش رو -به عنوان کسی که معنی متن رو متوجه نمی شه- بهم بگه. کلیپ زلف بر باد رو با هم دیدیم و داستان زهرا امیرابراهیمی رو براش گفتم و خلاصه تموم که شد من برگشتم سر کارم.

بعد از چند دقیقه اومده پیشم و می گه: آهنگش خیلی قشنگ بود ولی من از شعرش اصلا خوشم نیومد!!!

من: تو که معنی شعرش رو نمی فهمی!

اون: چرا ! تو اینترنت ترجمه اش رو پیدا کردم! این شعر همه اش در مورد حسادته! هی می گه این کار رو نکن، اون کار رو نکن که من ناراحت نشم. تو چطور خوشت اومد؟

من: 

هرچی به مغزم فشار آوردم نتونستم بهش بفهمونم اونجوری که اون فکر می کنه نیست. یعنی شعر در مورد حسادت هست ها! ولی یه جوریایی هم نیست! آخه «ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم» یا« می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر» با حسودی فرق داره!!!

فقط تونستم بهش بگم که این شعرها رو با مفاهیم مدرن بررسی نمی کنن و ترجمه هم خیلی از احساس شعر رو می گیره و شعر مثل متن می شه و ...

آدم چه چیزایی باید توضیح بده ها!!!! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 15:16  توسط من (روزمره نگار)  |