چند جمله از ای-میل های جدیدش می نویسم (اول هر ای-میل ابراز شرمندگی می کنه از اینکه مرتب مزاحم می شه):
Nameh Darkhastamo be Englisi neveshtam ke kheili ham toolani shode, age bayad be almani bashe, lotfan be almani tarjomash kon ya age khodet chizi mesle in dari baram befrest.
mamnoon
in application va resume man ke behesh attach shode ro bi zahmat age iradi dare tashih kon. mamnun
dar zemn behem goftan ke bayad too Application biaram ke chera be in ostad alaghemand shodam, lotfan jomalati ro ke midooni vase in bayan monaseband ro ham be APPLICATION ezafe konin.
من شرایط این آدم رو درک می کنم: هیچ ایده ای از اینکه اینجا چی می گذره و چه چیزی برای استاد اهمیت داره، نداره. در نامه هاش برای استاد تعارف می کنه! (ببخشید مزاحم شدم، به من لطف کنید و...) و زبان انگلیسی اش هم اصلا خوب نیست. اما چیزی که درک نمی کنم اینه که چرا با وجود اینکه به اینترنت دسترسی داره، به جای گشتن و تلاش برای پیدا کردن جواب سوالهاش اونا رو از من می پرسه یا به جای اینکه نامه رو خودش درست کنه از من می خواد که همهء کارها رو براش انجام بدم. من از کمک کردن خوشحال می شم ولی از اینکه کسی فکر کنه کمک یعنی « کارهای من رو تو انجام بده» یا با طرف مثل منشی برخورد کنه خیلی تعجب می کنم.
گاهی با خودم فکر می کنم فرض کن تمام نامه های این آدم رو تصحیح کردی و پذیرش رو هم گرفت و اومد، کسی که جواب ساده ترین سوالهاش رو هم از اینترنت پیدا نمی کنه و می خواد بقیه حاضر و آماده بذارن جلوش، اینجا چه بلایی سر استادش و همکارهاش میاره؟!!

